Heavenletter #3252- روز آواز ربانی

خدا گفت:

من می گویم: تو می توانی از من نقل قول کنی. اینکه تو آزاد هستی از من نقل قول کنی توافقی است درازمدت بین ما. ابتدا بایستی به من گوش دهی.

زمانی که به آواز پرنده ای گوش می دهی، شاید بتوانی آواز آنرا تقلید کنی، با اینکه پرنده-ی آواز خوان نیستی. زمانی که از من نقل قول می کنی، آواز مرا می خوانی و تو آوازه خوان من می شوی. آواز من متعلق به توست. تو آواز من هستی. عزیزانم، مرا آواز کنید، تا بلندای آسمانها مرا آواز کنید. بگذارید بشنوم چگونه مرا می خوانید.

خواندن آواز من بسیار متفاوت از ادا کردن حرفها و کلمات من است. بگذارید قلبتان آواز مرا بخواند. بگذارید صدای قلب مالامال از عشقتان را بشنوم.

قبل از اینکه از خودتان تقلید کنید از من سرمشق بگیرید. زمانی از خود تقلید می کنید که مرا درک کرده باشید. درک شما از من بسیار مهم است. اگر مرا ظالم بپندارید، خود شما نیز ظالم خواهید شد. اگر مرا داور بین خوب و بد بپندارید، شما نیز چنین خواهید شد. اگر مرا نیکخواه بپندارید شما نیز نیکخواه خواهید شد. تصویری از من در قلب شما وجود دارد. شاید عکسهایی که خبرنگاران جنجالی گرفته اند متعلق به من نباشد. آنها تصور کردند عکسها متعلق به من است. شما هم چنین تصور کردید.

خودتان عکسی از من بگیرید. من تغییر نمی کنم. هر روز همان هستم. هر روز همان عشق هستم. مرا همان گونه دوست بدارید. برای من تفاوتی ندارد اگر انگشت پایتان صدمه دیده باشد. بی هیچ تغییری شما را دوست دارم. انگشت پای من صدمه نمی بیند، با این حال شما با نظر به تغییرات آب و هوا، عشق و علاقه تان به من را می سنجید. عزیزانم، من صدمه ای به انگشت پایم وارد نمی کنم. مرتکب اشتباه نمی شوم. به یقین مرتکب اشتباهات ظالمانه هم نمی شوم. من بی رحم نیستم. رحمان هستم.

کارهای این دنیا همیشه معنی دار نیست. شما درک نمی کنید. زندگی در نظر شما شبیه یک معما است، چرا که همه قطعات در دسترس شما نیست. اگر همه قطعات در اختیار شما بود، خیلی تعجب زده نمی شدید.

من درک می کنم که گاه زندگی سخت می شود. درک می کنم که از دید شما زندگی اغلب سخت است. تصور می کنید افق دیدتان بلند است. شما تصویر کلی را نمی بینید. فقط بخشی از آن را می بینید. دیدن بخشی از تصویر به معنی دیدن تمام آن نیست. شما تصویر کلی را ندیده اید و حتی نمی توانید آن را تصور کنید. برای اینکه بدانید من عشق هستم و عشق تغییرناپذیر، بایستی ایمان و عقیده خود را تغییر دهید. تا زمانی که خود بتوانید براستی ببینید، بدانید که اعتماد لازمه دوست داشتن من است. و اگر سودی داشته باشد، بدانید که من به شما اعتماد دارم. من شما را به قلب مملو از عشق ام سپرده ام. چیزی که متعلق به شماست. قدردان اش باشید.

نمی خواهم مرا به خاطر خود من بشناسید. از شما می خواهم مرا به خاطر خودتان بشناسید. پذیرای عشق من باشید. حتی در مواقعی که به نظرتان بدترین است عشق مرا بپذیرید. قبول کنید. عشق من برای شماست. متعلق به شماست. آن را بشناسید.

عزیزانم، زندگی شما بخشی از آن تصویر بزرگ است. به شما می گویم که زندگی شما در تناسب کامل با کلیت یگانه است. به چشم شما چنین نیست، چرا که شما به دوردستها می نگرید. عزیزانم هر چقدر بیشتر دوست بدارید، بیشتر خواهید دید.

بگذارید این جمله آواز ربانی امروزتان باشد. بخوانید اش، عشق بیشتر، دیدی وسیع تر.

برعکس این جمله هم صادق است. دیدی وسیع تر، عشق بیشتر. بخوانید.

بخوانید: می نگرم تا والاترین را ببینم. می نگرم تا ببینم عشق، از پشت ستونها می تابد. می نگرم تا عشق را ببینم.

بخوانید: بنگر، من عشق را می بینم. عشق را می بینم. عشق را می بینم.

Reply

The content of this field is kept private and will not be shown publicly.

More information about formatting options

CAPTCHA
To help us prevent spam on this website, please answer the following question. Thank you.